کتاب مغزی که خود را تغییر میدهد از نورمن دویج
کتاب در بخشی دیگر به بررسی کاربرد انعطاف پذیری عصبی در درمان بیماریهای روانی مانند اختلال وسواس فکری عملی میپردازد دویج داستان بیمارانی را روایت میکند که با استفاده از روشهای درمانی دکتر جفری شوارتز توانستند بدون دارو و تنها با تغییر آگاهانه توجه خود ساختار مغزیشان را اصلاح کنند این بیماران یاد گرفتند که هنگام بروز افکار وسواسی به جای تسلیم شدن به رفتارهای تکراری فعالیت دیگری انجام دهند تا مدارهای عصبی مربوط به آن فکر ضعیف شده و مسیرهای جدید و سالمی ایجاد شود نویسنده توضیح میدهد که مغز ما تمایل دارد در الگوهای تکراری گیر کند اما با آگاهی و تلاش ارادی میتوان این قفلهای عصبی را شکست و آزادی عمل را بازیافت این رویکرد به روان درمانی ابعاد علمی جدیدی بخشیده و ثابت کرده است که گفتگو و تغییر رفتار میتواند تغییرات شیمیایی و ساختاری پایداری در سیستم عصبی ایجاد کند که منجر به بهبود سلامت روان و رهایی از بند افکار آزاردهنده میگردد